حمد الله مستوفي قزويني

422

تاريخ گزيده

پادشاهى چنان [ 1 ] را از جنگ باز داشت . در آخر پسر و مادر با يك ديگر دل خوش كردند و مجد الدوله با سر ملك آمد و برادرش شمس الدوله را حكومت همدان داد . اما زمام ملك همچنان در كف كفايت سيده بود . تا او در حيات بود ، ملك مجد الدوله برونق بود . چون او در سنهء خمس عشر و اربعمائه گذشت ، كارها [ دست از هم بداد ] [ 2 ] و ملك بشوريد . امرا و اركان دولت مجد الدوله را گردن نمىنهادند . او از سلطان محمود غزنوى مدد خواست . سلطان با لشكرى گران آهنگ عراق كرد . كار بر عكس افتاد . چون بملك رى رسيد ، با مجد الدوله جنگ كرد و او را با پسرش ابو دلف بكشت ، در سنهء عشرين و اربعمائه . مدت سى و سه سال پادشاهى كرده بود . ملك عراق در تصرف سلطان محمود آمد . شرف الدوله ابو الفوارس شير ذيل بن عضد الدولة بن ركن الدولة بن بويه ، بعد از پدر در كرمان ، در سنهء اثنى و سبعين و ثلاثمائة بپادشاهى نشست و برادرش صمصام الدوله ببغداد در خدمت خليفه امير الامرا بود . چون چهار سال و نيم بر آمد ، شرف الدوله ببغداد رفت . صمصام الدوله استقبال كرد . شرف الدوله او را بگرفت و ميل كشيد و بقلعهء كيوسان محبوس كرد . ملك بر شرف الدوله قرار گرفت و دو سال ديگر بزيست . در جمادى الاخر سنهء تسع و تسعين و ثلاثمائة بفجأة در گذشت . صمصام الدوله ابو كالنجار مرزبان بن عضد الدوله بن ركن الدوله بن بويه ، بعد از برادرش شرف الدوله ، اركان دولت او را از قلعه بيرون آوردند و بپادشاهى نشاندند و او نه ماه پادشاهى كرد . جمعى ديگر از اركان دولت ، شمس الدوله على بن شرف الدوله را به روى او بركشيدند . او با ايشان حرب كرد و مظفر شد و برادرش بهاء الدوله بن عضد الدوله با او مخالفت كرد . ميان ايشان محاربات رفت و بصره و اهواز در آن

--> [ 1 ] - ق : چنان پادشاهى [ 2 ] - ب ، ف : دست از هم بداشت - م : دست بهم داد .